دوست داشتنی هستند و مهربان!
و عاشق محبت واقعی!
گاهی عین یک بچه از ته دل خوشحال می شوند و عین یک بچه میخندند!
برف بازی کردنشان با همدیگر عین جنگ واقعیست!
این ها وقتی یک سیستم جدید مکانیکی یا یک گوشی جدید میبینند، دوست دارند عین زمان بچگی شان دل و روده اش را بریزند بیرون، و وای که چقدر در آن لحظه ها دوست داشتنی میشوند!!!
این ها همیشه بچه می مانند، و دوست داشتنی بودنشان هم درست به همین دلیل است!
این ها خیلی تنهایی را تجربه کرده اند، خیلی درد کشیده اند، خیلی دردها را در خودشان ریخته اند، خیلی اشک ها را نگذاشته اند که از حیطه چشمهایشان بیرون بریزد، خیلی وقت ها دلشان خواسته که مادرشان را بغل کنند و ببوسند اما نکرده اند؛ فقط چون از زمانی که یک کودک معصوم بوده اند بهشان گفته شده که تو مردی!
این ها سیگار را میکشند چون دلشان برای لب های تو تنگ می شود!
این ها تنها می روند بیرون قدم میزنند تا یادشان نرود که قدم هایشان چقدر باید محکم باشد!
این ها مردند! همان هایی که اگر عرضه عاشق کردنشان را داشته باشی، برایت شاملو می شوند و تو آیدا خواهی شد و بهشت را روی زمین خواهی داشت!
این ها مردند! همان هایی که اگر عاشق شوند بیستون میکنند!!!
این ها مردند! همان مردهایی که وقتی دست هایشان با روغن ماشین کثیف می شود و با همان دستهای کثیف پیشانیشان را پاک می کنند؛ آنقدر دوست داشتنی می شوند که آدم دوست دارد برایشان بمیرد!!!
این ها مردند و من این ها را "از صمیم قلب" دوست دارم!!!!
جلوی من از مرد ها بد نگویید چونکه بدجوری دلم می گیرد!
برچسب: مردها خیلی هم خوبند,
نویسنده: کامیار رستمیان